توانایی مدیریتی عمدهترین مسالهای است که باید در انتصاب مدیران در همه سطوح مورد توجه قرار گیرد اما متاسفانه گاهی شاهد این هستیم که مواردی چون ارتباطات، سفارشات و نسبتهای خویشاوندی نسبت به این مقوله ارجحتر واقع میشوند و خروجی آن تولد نامدیرانی میشود که از طول دوران تصدی ایشان جز خرابکاری و بازدهی پایین، ثمرهای بر جای نمیماند.
اصلی ترین مقوله در پیشبرد و توانمندی یک مجموعه برخورداری از توان مدیریتی و راهبردی فرد یا افرادی است که بر آن سیستم حاکم میشوند و تفکر مدیریتی در مجموعه حاکم نخواهد شد مگر با قرار گرفتن فردی با قابلیتهای مدیریتی در راس هرم رهبری آن سازمان یا تشکیلات!
ورزش همدان در این سالها بیشتر از همه همچون لاکپشتی است که به کندی و خسته گام برمیدارد، دستاورد چندانی از این حرکت آهسته ندارد و پیوستگی در برنامهریزی و رشد در ورزش همدان دیده نمیشود.
در شرایطی که در شعارهای انتخاباتی نامزدها در سطوح مختلف از شورای اسلامی شهرها تا مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری، اغلب ایشان از الفاظی چون توجه به شایسته سالاری و انتصاب افراد شایسته در راس امور پس از انتخاب دم میزنند اما اغلب در واقعیت و پس از رایآوری اتفاقات دیگری رقم میخورد.
یکی از مواردی که در سیستمهای اداری کشور در ادوار مختلف فارغ از نگاه جناحی به دولتها به چشم میخورد، مساله انتصابات مدیریتی بر مبنای ارتباطاتی چون همجناحی، همقومیتی و همزبانی، خویشاوندی و مواردی از این دست میباشد که از سوی مسئولین ردههای بالاتر برای تعیین مدیران و مسئولین ردههای پائینتر در نظر گرفته میشود که این رویکرد باعث تنگ شدن عرصه خدمت بر افراد توانمند و بی رابطه و فراهم شدن فرصت برای افراد ناتوان و با رابطه در سیستمهای اداری و در نهایت پیدایش پدیده کوتوله پروری میشود.