خبرگزاری مهر، گروه استانها- محمدرضا بهرامیصفت: اگر سال ۱۳۸۶ به هواداران قدیمی پاس تهران میگفتید که آخرین قهرمان ایران در جام باشگاههای آسیا قرار است در کوچه پسکوچههای لیگ سه سرگردان شود، کسی باور نمیکرد اما در فوتبال «مدیریتی» ایران، همه چیز ممکن است.
حکایت انتقال پاس از تهران به همدان در سال ۸۶ هنوز هم یکی از داغترین بحثهای محافل فوتبالی است. آن روزها وعدهها رنگین بود و حمایتها بیدریغ. در فصل اول، پاس همدان با تکیه بر سرباز بازیکنها و تزریق بودجههای کلان تا رتبه پنجم لیگ برتر بالا رفت و خیلیها فکر کردند «پاس همدان» قرار است قطب جدید فوتبال ایران شود. اما زهی خیال باطل!
ماه عسل پاسیها در همدان خیلی زود تمام شد؛ با خاموش شدن موتور تیم پلههای سقوط یکییکی زیر پای این تیم خالی شد و پاس به رتبه سیزدهم، رتبه چهاردهم سقوط و سرانجام در سال ۱۳۹۰ با لیگ برتر خداحافظی کرد؛ اما این تازه اول ماجرا بود.
پاس که انگار به دور باطل سقوط عادت کرده بود، ۵ فصل در لیگ یک دست و پا زد تا اینکه در سال ۱۳۹۵ طعم سقوط به لیگ دسته دو را هم چشید. اما باز هم قصه به اینجا ختم نشد و پاس در سال ۹۷ به لیگ دسته سوم تبعید شد و مدیران استان با یک «خرید امتیاز» سعی کردند که آبروداری کرده و تیم را به لیگ دسته دو برگردانند اما این مُسکن موقت هم درد مزمن پاس را دوا نکرد و تاریخ دوباره تکرار شد و در تیرماه سال جاری با سقوط دوباره پاس به لیگ دسته سوم تیر خلاص به پیکره این تیم شلیک شد.
حال سوال اینجاست که آیا مدیران همدانی میدانستند چه گوهری در دست دارند؟ پاس فقط یک تیم فوتبال نبود؛ یک هویت بود، یک نام آسیایی بود. سقوط پاس به لیگ سه فقط باخت در زمین مسابقه نیستبلکه شکست خفتبار مدیریت ورزشی در همدان است.
به نظر میرسد این بار دیگر خبری از معجزه نباشد و پاس در همدان نه تنها مسیر قهرمانی را پیدا نکرد، بلکه به چنان بنبستی رسید که شاید بهترین کار بستن پروندهای باشد که سالها است جز داغ بر دل هواداران و خاک بر نامش، چیزی نداشته است.
بررسی ریشههای افول قهرمان سابق آسیا
علی ثقفی کارشناس و مربی فوتبال همدان در گفتوگو با خبرنگار مهر با اشاره به ریشهها و ابعاد مختلف ناکامی تیم فوتبال پاس همدان اظهار کرد: فلسفه اولیه انتقال باشگاه ریشهدار پاس به همدان، ایجاد شور و نشاط اجتماعی و توسعه همهجانبه فوتبال در این خطه بود؛ اما متاسفانه به دلیل سوءمدیریت و نبود یک ساختار اصولی و درست از همان روزهای نخست این اهداف والا هرگز محقق نشد.
وی افزود: اگر بخواهیم وضعیت پاس در همدان را تحلیل کنیم، بهترین تشبیه، «گلدان بزرگ در یک خانه کوچک» است چراکه این گلدان با تغییر مالکان مختلف مدام از این مالک به مالک دیگر منتقل شد، بدون اینکه آنها بدانند این گیاه اصلاً چگونه شکل گرفته، با چه شرایطی رشد کرده و اصلاً چرایی حضورش در آن خانه چیست! در واقع مالکان جدید بدون درک از اصول پرورش و فلسفه وجودی این گلدان، فقط مالک آن شدند و همین عدم شناخت از هویت باشگاه، از همان ابتدا پاشنه آشیل تیم شد.
این کارشناس و مربی فوتبال همدان در ادامه گفت: پاس در سالهای حضورش در همدان قربانی تغییرات پیدرپی و بیثباتیهای ویرانگر شد و بررسی کارنامه این باشگاه نشان میدهد که در طول ۱۹ سال گذشته حدود ۱۵ تا ۱۶ بار مدیریت باشگاه دستخوش تغییر شده است؛ تغییری که نه برای اصلاح، بلکه بیشتر برای رفع تکلیف انجام میگرفت.
وی تاکید کرد: تزلزل در بخش فنی نیز کمتر از مشکلات مدیریتی نبود؛ نزدیک به ۳۰ بار تغییر سرمربی در مدت ۱۹ سال خود گویای همهچیز است چراکه در هیچ کجای دنیای فوتبال حرفهای با این حجم از بیثباتی نمیتوان به موفقیت رسید؛ این وضعیت تنها عامل سردرگمی بازیکنان و سقوط تدریجی تیم بود.
ثقفی با بیان اینکه پاس میان دو لبه قیچی «مدیران غیرفوتبالی» و «فوتبالیهای غیرمدیر» گرفتار شد، گفت: این باشگاه در طول سالهای حضورش در همدان درگیر انتصاباتی بود که هیچ سنخیتی با نیازهای یک تیم در سطوح بالا نداشت.
وی افزود: نباید فراموش کنیم که پاس بزرگ در تهران به دلیل ساختار نظامی خود و جذب بازیکنان سرباز باکیفیت و بااستعداد، قدرت و هویت پیدا کرده بود و این امتیاز ویژه که موتور محرک تیم بود در همدان از دست رفت.
این کارشناس فوتبال ادامه داد: بدون امتیاز سرباز بازیکنها پاس در همدان به حیاطخلوت ورزش استان تبدیل شد و افرادی که یا تجربه کافی نداشتند و یا شرایط آنها با تخصص فوتبال همخوانی نداشت، از سرپرست تا سطوح مختلف، در این تیم صاحب منصب شدند و همین موضوع باعث شد باشگاه از مسیر اصلی خود منحرف شود.
ثقفی خاطرنشان کرد: یکی از اهداف اصلی انتقال پاس به همدان توسعه فوتبال همدان و استعدادپروری بود؛ اما آیا پاس توانست به عنوان یک کارخانه بازیکنسازی چهرههای ملی به فوتبال کشور معرفی کند؟ واقعیت این است که با وجود هزینههای سنگین، خروجی خاصی در زمینه توسعه فوتبال و معرفی چهرههای نوظهور در همدان اتفاق نیفتاد و حتی در گذشته و قبل از حضور پاس همدان ستارههایی داشت که مسیر پیشرفت را سپری کرده بودند.
وی افزود: تیمهای بومی خود همدان مثل «الوند» و «شهرداری» با بضاعتی بسیار کمتر، دستاوردهایی مشابه یا حتی بهتر از پاس در پرورش و معرفی بازیکن داشتند و بسیاری از کسانی هم که در پاس دیده شدند، در واقع استعدادهای برآمده از همین تیمهای محلی بودند و پاس نه تنها به توسعه فوتبال کمکی نکرد، بلکه حتی نتوانست آن ارزشافزودهای را که انتظار میرفت، برای فوتبال استان رقم بزند.
این کارشناس و مربی فوتبال همدان با اشاره به بحران مالی باشگاه گفت: در تمام این سالها بودجههای کلان و سنگینی برای باشگاه هزینه شد، اما خروجی فنی کار به هیچ عنوان با این ورودیها و میزان بودجه مصرفشده تطبیق نداشت و میزان بازدهی حاصل شده، حتی ذرهای با حجم هزینهها همخوانی نداشت.
وی تصریح کرد: نبود یک سیستم نظارتی دقیق، فقدان پایش داخلی و ضعف مفرط در ساختار تشکیلاتی باعث شد پولهای زیادی در پاس بدون کسب دستاوردهای بزرگ و کافی، صرف شود. متاسفانه هیچ نظارتی بر نحوه خرجکردن این بودجهها وجود نداشت و همین موضوع یک چالش مالی بسیار بزرگ و بحرانی را رقم زد.
ثقفی با اشاره به لزوم درس گرفتن از سقوطهای پیاپی پاس گفت: برای نجات فوتبال و درس گرفتن از این پرونده تلخ باید بپذیریم که مدیریت باشگاه و تصمیمسازی در ورزش، فرمول و تخصص خاص خود را دارد. تا زمانی که نگاههای سلیقهای، مدیریتهای کوتاهمدت و تصمیمات غیرتخصصی در بدنه مدیریت و هیئتمدیرهها بر ورزش سایه انداخته باشد، نمیتوان به احیای ورزش قهرمانی امید داشت.
وی تاکید کرد: پاس با سقوطهای سهگانه از لیگ برتر به سطوح پایینتر رسید و اگر از سقوط اول درس گرفته میشد، سقوط دوم رخ نمیداد و اگر از سقوط دوم درس میگرفتیم، از سقوط سوم جلوگیری میشد. اما تغییرات مستمر تصمیمسازان باعث شد که تجربه حاصل از سقوطهای قبلی منتقل نشود و این چرخه تکرار شود. سقوط پاس، درسی تلخ برای تمامی مسئولان ورزشی استان بود که نشان داد اگر از اشتباهات گذشته عبرت نگیریم، تاریخ دوباره تکرار خواهد شد.
لینک خبر در خبرگزاری مهر:
mehrnews.com/x3cFyw